مثلا ,عادت ,چیزی ,رمضون

همیشه آخر ماه رمضون که میشه یه حالت ناراحتی بهم دست میده. کلا از اون دست آدمایی هستم که به هر چیزی ممکنه عادت کنن! و تا جایی که یادم میاد هر سال به ماه رمضون عادت میکنم و همیشه شب آخر حالم گرفته است. فردا هم احتمالا ناهار زهر مارمه (میدونم دیگههه)... تا یکی دو روز انگار یه گمشده ای دارم. شدید تو لکم. از بس که زود دل میبندم به هر چیزی ... اصلا هم ربطی نداره که مثلا خیلی تو ماه رمضون متحول میشم و روزه سخت نیست و اینا ؛ عادته دیگه ... یه بغضی دارم اصن! ولی فک کنم تا چند روز دیگه یه چیزی پیدا کنم باز که بهش عادت کنم!


+ این پیام به معنای تبریک عید فطر به همه ی اوناییه که میخوننش. -تبریک!! -

++ مثلا اسم اینجا رو گذاشتم روزمرگی، تا مثلا پست بیشتر بذارم و راحت بنویسم برا خودم یه جای دنج. حالا اینکه چرا اینجا هم با قطره چکون مینویسم نمیدونم! ینی انگار اصن روزمرگی هم ندارم!! من چیم اصن !!

منبع اصلی مطلب : روزمرگی های یک عدد من
برچسب ها : مثلا ,عادت ,چیزی ,رمضون
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : فطر